

مالیات مردم آمریکا
در خدمت پولدار و مشهور شدن
مجریان فرصت طلب VOA
اطمینان دارم که مالیات دهنده های آمریکایی خبر ندارند که با پول مالیاتشان در VOA و رادیو فردا ، گروهی از مجریان و پرسنل این رسانه ها سعی دارند ادای اپرا ، کریستین امانپور ، لری کینگ و بیل اورایلی را در بیاورند و پولدار و مشهور شوند.
بهتر است مردم بیچاره ایران هم باور کنند که گروهی از پرسنل و مجریان این رسانه ها که هر روز مثلا برای آزادی ایران جلوی دوربین پشتک میزنند ، تنها چیزی که برایشان مهم نیست آینده ایران و مردم آن است . چرا که اگر تکلیف جمهوری اسلامی به این زودیها روشن شود آنها ممکن است کار و منبع خوب درآمد و شهرتشان را از دست بدهند.
بعید میدانم که اعضای BBG هم از سؤ استفاده هایی که توسط گروهی از مدیران میانی و مجریان VOA و رادیو فردا صورت میگیرد ، خبر داشته باشند. اعضای BBG گروهی ۹ نفره هستند که مدیریت VOA را که رسانه ای کاملا دولتی است به عهده دارند.
از ۷ دسامبر ۱۹۴۱ که حمله ژاپنیها به پرل هاربر در جنگ جهانی دوم زمینه ورود آمریکا به جنگ را فراهم کرد ، نخستین جرقه ها برای تاسیس VOA زده شد و از مارچ ۱۹۴۲ این رادیوی دولتی با هدف کمک به بهبود چهره آمریکا در جهان و گسترش آزادی و دموکراسی ، بالا بردن سطح آگاهی مردم دنیا برای درک بهتر از واقعیت آمریکا و جهان به راه افتاد . این رسانه تا امروز همچنان گسترش یافته و میبینیم که در سال ۲۰۰۶ بخش فارسی VOA با اختصاص بیشترین قسمت از بودجه سالیانه ۷۰۰ میلیون دلاری دولت آمریکا از محل مالیات مردم آمریکا وظیفه سنگینی در قبال مردم و دولت آمریکا به دوش میکشد.
اما در عمل به جهت کارشکنی ها و سؤ استفاده های شخصی تعدادی از مدیران میانی ، پرسنل و مجریان بخش فارسی VOA و رادیو فردا مالیات مردم آمریکا به هدر رفته و گاه با شیطنت های برنامه ریزی شده در خدمت دشمنان آمریکا و برای تخریب وجهه آمریکا در دنیا به کار میرود. در بخش فارسی VOA و رادیو فردا دو مشکل بزرگ وجود دارد :
۱- روشن نبودن هدف برای بیشتر پرسنل این رسانه
۲- عدم وجود یک سیستم نظارتی قابل اطمینان
در مورد درک نادرست بخشی از پرسنل VOA و رادیو فردا ، که اهداف این رسانه ها را با رسانه های بزرگ خصوصی در آمریکا قیاس میکنند ، ۱۱ ژانویه ۲۰۰۷ در دفتر دکتر کامبیز محمودی که به تازگی رئیس بخش فارسی VOA شده بود ، گفتگویی داشتم که خیلی به آینده VOA امیدوار شدم و به اینکه او قصد اصلاح سیستم منحرف شده فعلی را دارد. دکتر محمودی میگفت که باید دوباره هدف تاسیس VOA را برای پرسنل آن بازگو کرد.
دکتر محمودی ، جمهوری اسلامی و احمدی نژاد را از هیتلر و نازیها خطرناکتر میدانست و میگفت باید همان سیاستی که در ۱۹۴۲ میلادی ، VOA در برابر آلمان نازی دنبال میکرد امروز در برابر جمهوری اسلامی به کار گیرد. او اعتقاد داشت که متاسفانه ۸۵ ٪ پرسنل بخش فارسی مخالف پرزیدنت بوش و حتی ضد آمریکایی هستند و از هر فرصتی در برنامه ها برای ضربه زدن به سیاستهای پرزیدنت استفاده میکنند. وی با اشاره به خاطرات تلخ مردم ایران از بزرگترین حزب کمونیست ایران -( حزب توده )- در نظام گذشته که با نفوذ در تمام ارکان حکومت آنرا فلج کرده بودند و در نهایت انقلابی تلخ به مردم ایران تحمیل کردند ، عنوان میکرد که کمونیستها ، ضد آمریکاییها و اصولگرایان اسلامی با نفوذ در VOA و رادیو فردا دارند همان بلا را سر این رسانه ها می آورند، که سر حکومت پیشین ابران آوردند. دکتر محمودی میگفت که تعدادی از مجریان قدیمی و مدیران میانی بخش فارسی VOA در آنجا برای خود حکومت راه انداخته اند و گفت که با به کار گیری تعداد بیشتری از مجریان جدید میخواهد از سؤ استفاده های آنها بکاهد. ناگفته نماند که مدیران حاکم بر بخش فارسی خیلی زود دکتر محمودی را به کام خود کشیدند و ۳ ماه پس از آن گفتگو وی در حمایت از همان مجریان و مدیرانی که به سؤاستفاده از مالیات مردم آمریکا مشغولند ، تصمیم گرفته است تا از سناتور کوبرن به خاطر نامه اش به پرزیدنت بوش شکایت کند!!!
در VOA و رادیو فردا به بهانه بالانس خبری به جای بهبود چهره آمریکا در جهت تخریب وجهه آمریکا حرکت میکنند. کار به جایی رسیده است که تروریستها و فرماندهان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی که هر روز به کشتن جوانان شجاع آمریکایی در عراق و ارسال بمبهای پیشرفته مشغولند ، خبر موفقیتهای خود را از زبان ستاره درخشش مجری VOA میشنوند. ۸ فوریه ۲۰۰۷ سناتور کوبرن در نامه ای به پرزیدنت بوش ضمن اشاره به تخلفات فراوان VOA و رادیو فردا ، به نام ستاره درخشش به عنوان یکی از خاطیان اصلی اشاره میکند . اما در نهایت بی مسئولیتی میبینیم که مدیران میانی VOA ، یکماه بعد در ۸ مارس ۲۰۰۷ همین مجری را برای گزارش سفر پرزیدنت بوش به آمریکای جنوبی انتخاب میکنند و در تمام این سفر ستاره درخشش به جنبه های منفی سفر پرزیدنت اشاره کرده و به طور روزانه از هوگو چاوز و کارناوال او برای تخریب پرزیدنت بوش در گزارشهای خود استفاده میکرد. ستاره درخشش هر روز اخبار مربوط به جنگ عراق را روی میز خود میگذارد و فقط اخبار کشتارها و بمب گذاریها و اشتباهات احتمالی ارتش آمریکا و یا بحثها و اختلافات داخلی نمایندگان سنا و کنگره را با آب و تاب بیان میکند و به هیچ عنوان حاضر نیست اخبار توسعه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی یا پیشرفت دموکراسی را در خبرهای مربوط به عراق و افغانستان جای دهد. برای نمونه به گزارشهای ۸ و ۹ و ۱۰ می ۲۰۰۷ که این مجری برای اخبار انتخاب کرده است توجه کنید که فقط از بمب گذاری و کشتار در عراق و افغانستان و اینکه سربازان آمریکایی شکنجه کردن را دوست دارند ، بیگناهان را میکشند و تخلفات همکارانشان را گزارش نمی دهند ، میشنوید . این دقیقا همان چیزیست که سران جمهوری اسلامی میخواهند و تروریستهای اسلامی هم با شنیدن اینگونه خبرها روحیه مضاعف میگیرند برای کشتار بیشتر جوانان آمریکایی .
تروریستها از شنیدن بزرگنماییهای خبری مربوط به بحثهای داخلی جناحهای سیاسی در آمریکا به سبکی که ستاره درخشش مطرح میکند ، نسبت به ادامه تلاشهایشان برای زمینگیر کردن آمریکاییها در عراق امیدوار میشوند و مردم و آزادیخواهان از این اخبار دچار یاس و ناامیدی میگردند!!( ستاره درخشش یک مجری تازه کار است که از ۶ جولای ۲۰۰۳ هر روز برنامه زنده در VOA اجرا میکند و با پول مالیات مردم آمریکا برای خودش شهرت به دست می آورد و بر ضد آمریکا تبلیغ میکند)
درست است که مشکلات زیادی در عراق وجود دارد که باید به آنها پرداخت و رسانه های خصوصی آمریکایی مثل CNN و FOXNEWS در این خصوص گزارشهای فراوانی عرضه میکنند ، ولی فراموش نکنیم که VOA یک رسانه خصوصی نیست و مخاطب داخلی در آمریکا ندارد. سالیانه ۷۰۰ میلیون دلار مالیات مردم آمریکا به این رسانه داده نمیشود تا به تروریستها روحیه بدهد و اختلافات داخلی جناحهای آمریکایی را که در تمام طول تاریخ این کشور دموکراتیک و آزاد وجود داشته است بزرگنمایی کند.
همچنین سیامک دهقانپور خبرنگار کنگره ، که در گزارشهایش حمایت آشکار از حزب دموکرات و انتقاد به سیاستهای پرزیدنت بوش را همیشه میتوان دید ، ۲۸ آپریل ۲۰۰۷ برای تظاهرات ضد جنگ لابیستهای جمهوری اسلامی ( CASMI ) تبلیغ میکند ، در همین روز آمریکا را در یکی دیگر از گزارشهای خبری به خاطر وجود قانون اعدام تقبیح میکنند. نمیدانم کدام از این گزارشها به بهبود چهره آمریکا که از اهداف اصلی VOA میباشد کمک خواهد کرد؟
وضع در بخش فارسی VOA به جایی رسیده که صدای بسیاری از پرسنل قدیمی و باتجربه نیز در آمده است . رامش راسخ که از ژوئن ۱۹۸۱ در VOA مجری است ، ۷ آپریل ۲۰۰۶ در نامه ای به شیلا گنجی ( رئیس بخش خاور میانه VOA ) ، پس از بیان بسیاری از باند بازیهای درونی این رسانه مینویسد :
" ... ( خانم شیلا گنجی ): اگر هدف شما این بود که در بخش فارسی VOA یک جمهوری اسلامی کوچک درست کنید ، تبریک میگویم ، به هدفتان رسیده اید !! ..."
رامش راسخ تنها نیست ، بسیاری از پرسنل بخش فارسی ، عربی و افغانی که این خانم مدیریت تمام این بخش را به عهده دارد ، شیلا گنجی را یک دیکتاتور رسانه ای میدانند . شخصا دیکتاتوری رسانه ای شیلا گنجی را تجربه کرده ام . پس از نامه سناتور کوبرن به پرزیدنت بوش ، و انتشار بخشی از نامه در واشینگتن تایمز ۹ مارس ۲۰۰۷ ، در اقدامی باور نکردنی شیلا گنجی دستور داد من و خانواده و دوستانم را که در بزرگترین تشکیلات دانشجویی مخالف جمهوری اسلامی مبارزه میکنند ، بایکوت کنند و پس از آن دکتر محمودی ( رئیس بخش فارسی VOA ) که زیر دست شیلا گنجی است در یک تماس تلفنی پرط دعوت مرا به برنامه های VOA نوشتن یک نامه بر علیه سناتور کوبرن عنوان کرد!!
ارژنگ داوودی در نامه ای اعلام کرده که بواسطه سؤاستفاده های شیلا گنجی و ستاره درخشش دیگر به صدای آمریکا ، باید بگوییم "صدای حزب الله" ! ارژنگ داوودی از زندانیان سیاسی بسیار خوشنام است که به ۱۵ سال زندان محکوم شده و بیش از ۳ سال از این زندان را در تبعیدگاه بندرعباس گذرانده است .
در مورد مشکل بزرگ دیگری که در VOA و رادیو فردا وجود دارد ، یعنی عدم وجود نهاد نظارتی به موار زیر توجه کنید که نبودن نظارت چگونه امکان سؤاستفاده را برای برخی پرسنل فرصت طلب فراهم کرده است:
نبود نظارت در انتخاب مهمانان برنامه :
ستاره درخشش که از حمایت کامل شیلا گنجی و دکتر کامبیز محمودی برخوردار است ، مهمانان برنامه هایش را انتخاب میکند و البته علاقه ویژه ای به مارکسیستهای ضد آمریکایی و عوامل جمهوری اسلامی دارد و در گزارشهای خود از آنها به طور دائمی استفاده میکند. برای نمونه ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ با فریبرز رئیس دانا گفتگوی مستقیم میکند و این مارکسیست ضد آمریکایی و همکار جمهوری اسلامی را استاد اقتصاد جا میزند و با عزت و احترام از او یاد میکند. جالب است بدانید فریبرز رئیس دانا که به شدت ضد امریکایی و ضد اسراییلی است ، ۵ دسامبر ۲۰۰۷ در سفری که به دعوت کمونیستهای ایرانی مقیم اروپا به نروژ داشت ، تنها راه اصلاح دنیا را " کنار رفتن امپریالیسم آمریکا و جایگزینی نظام سوسیالیستی به جای آن " دانسته بود!!!
علی فرهودی ۱ آپریل ۲۰۰۷ یک تروریست بد نام ( عبدالمالک ریگی ) را با عنوان " رهبر جنبش مقاومت مردم ابران " دعوت میکند. البته پیش از این هم سخنگوی سازمان تروریستی مجاهدین خلق را مهمان برنامه هایش کرده بود. دختر جوان و نا شناخته ای به نام شیدا محمدی بعنوان نویسنده از لوس آنجلس در یکی از برنامه ها معرفی میشود و به پرزیدنت بوش آشکارا فحاشی میکند.
۱۳ می ۲۰۰۷ در اقدامی شرم آور " رستم پورزال " که یک مارکسیست به شدت ضد آمریکایی و ضد اسراییلی و طرفدار محکم نظام جمهوری اسلامی و احمدی نژاد نیز هست ، توسط علی فرهودی به برنامه میز گردی با شما دعوت میشود در حالی که مجری نتوانست او را بالانس کند، پورزال در تمام یکساعت برنامه زنده به آمریکا و پرزیدنت بوش فحاشی کرد و از جمهوری اسلامی دفاع میکرد. کافی بود فرهودی روی اینترنت نام این حقوق بگیر جمهوری اسلامی را جستجو میکرد تا سخنرانیهای او را در حمایت از احمدی نژاد و ضدیت شدید با دولت و مردم آمریکا متوجه شده و میتوانست با آمادگی پاسخگوی اتهامات او باشد.
۱۳ آپریل ۲۰۰۷ برنامه ای ترتیب داده میشود تا در مورد دروغها و ادعاهای ضد و نقیض دیپلمات ایرانی که در بازداشت پلیس عراق بود و آمریکاییها را متهم کرده بود که شکنجه اش کرده اند صحبت شود و به عنوان کارشناس مریم معمار صادقی ( مدیر وبسایت گذار ) دعوت میشود. این خانم در تمام زندگی اش ایران نرفته و فارسی نمیتواند خوب حرف بزند و اصلا نمیتواند بخواند. در طول برنامه ناگهان به سمتی میروند که به جای محکومیت جمهوری اسلامی ، آمریکا را برای شکنجه در ابوغریب و گوانتانامو محکوم میکنند. لازم به توضیح است که سال گذشته ۶۰۰ هزار دلار از محل کمکهای وزارت خارجه به مؤسسات طرفدار آزادی و دموکراسی در اختیار این خانم قرار گرفته بود و پس از ماهها سرگردانی تصمیم گرفت با آن پول یک وبسایت بی ارزش به نام گذار تاسیس کند که به اندازه وبلاگهای نوجوانان ایرانی هم بازدید کننده ندارد و هر ماه یکبار با چند مقاله بی اهمیت به روز میشود.
همچنین ستاره درخشش بارها و بارها از ناصر زرافشان که از پرسنل قضایی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بوده و مدتی به اتهام موارد غیر اخلاقی و غیر سیاسی یعنی مشروب خواری ، نگهداری اسلحه غیر مجاز و تلاش برای افشای اسرار محرمانه در زندان بوده است ، به عنوان قهرمان ملی یاد کرده و برایش کلیپ ویدئوهای اختصاصی پخش کرده است.
در جریان قتلهای زنجیره ای سیاسی نویسندگان و آزاد اندیشان ایرانی که توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ انجام میشد ، ناصر زرافشان (مارکسیست - استالینیست ) که یک وکیل وابسته به سپاه پاسداران و مزدور بود برای جمع و جور کردن رسوایی بزرگ دولت جمهوری اسلامی در اقدامی نمایشی به عنوان وکیل خانواده های کشته شده ها از سوی رسانه های جمهوری اسلامی معرفی شد. در جریان پیگیری پرونده وی تصمیم گرفت بخشی از اسرار آنرا به خارج از کشور بفروشد و به همین دلیل از سوی رؤسای خود در سپاه پاسداران مورد غضب قرار گرفت و توسط دادگاه نظامی ( دادسرای نظام ) دستگیر و محاکمه شد. همانطور که میدانید در دادگاه نظامی فقط پرسنل نظامی محاکمه میشوند.
ناصر زرافشان در زندان بر علیه بسیاری از زندانیان سیاسی اقدام کرد و در همکاری نزدیک با نیروهای امنیتی به پخش شایعات ، پرونده سازی جدید و تبعید زندانیان سیاسی کمک میکرد. سیامک پورزند، ارژنگ داوودی ، شاهین شهروز ، افشین بایمانی ، آریا آجرلو ، مصطفی پیران ، ایرج جمشیدی ، اکبر گنجی و خود من بارها و بارها قربانی شایعه سازیهای وی بودیم . وی نیز در مقالات بسیار تنها راه نجات دنیا را نابودی امپریالیسم آمریکا و نظام سرمایه داری دانسته و در آرزوی تشکیل دولت مارکسیستی - استالینیستی در ایران نشسته است و به جهت دوستی بسیار قدیمی با پدر ستاره درخشش تحت حمایت وی میباشد.
همچنین ستاره درخشش تاریخ معاصر سیاسی ایران را هم به نفع خانواده خود دستکاری میکند !
۲ می ۲۰۰۷ در اقدامی عجیب و سراسر دروغ روز معلم در ایران را به حادثه ای مرتبط با پدرش ( محمد درخشش ) ربط داد که در این مورد حتی اعتراض بسیار شدید دکتر محمودی را هم بدنبال داشت. پیش از آن هم برای خواهرش ۴۰ دقیقه برنامه زنده تبلیغی ترتیب داده بود.
همچنین محسن سازگارا که از پایه گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است ، به صورت هفتگی روزهای یکشنبه یکساعت برنامه زنده دارد و این توهینی آشکار به ملت ایران است که سه دهه غرق در جنایتهای سپاه پاسداران بوده اند. سازگارا پسرش ( شهاب سازگارا ) را هم در رادیو فردا به استخدام در آورده و در حضور یا عدم حضور دیگر میهمانان هم دخالت میکنند. درست است که او اسرار زیادی از جنایتهای خود و دوستانش میداند ، اما آیا بهتر این اسرار را برای نهادهای امنیتی بازگو کند و به این شکل از حمام VOA و با پول مالیات مردم آمریکا برای شستن خونهای مدم آزادیخواه ایران که بر بدنش مانده استفاده نکند؟!
حمایت از دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه:
دفتر تحکیم وحدت یک تشکیلات دانشجویی کاملا وابسته به حکومت جمهوری اسلامی است که توسط دانشجویانی که در سال ۱۹۷۹ سفارت آمریکا را اشغال کردند و ۴۴۴ روز فرزندان ملت آمریکا را به گروگان گرفتند پایه گذاری شد. پس از آن اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویی به دیدار خمینی رفتند و به توصیه خمینی نام دفتر تحکیم وحدت را بر گزیند و در اساسنامه خود تاکید کردند که سه هدف اصلی را دنبال خواهند کرد :
۱- مبارزه با امپریالیسم آمریکا تا سرنگونی آن
۲- تثبیت نظام جمهوری اسلامی و صدور انقلاب اسلامی به تمام دنیا
۳- اطاعت مطلق از دستورات ولی فقیه و رهبران جمهوری اسلامی
این تشکل تصویر خمینی را به عنوان آرم خود برگزیدند و در تمام ۲۸ سال گذشته هیچ تغییری در اساسنامه و آرم و عنوان تشکیلاتی و آرمانهایشان نداده اند و در ردیف بودجه جمهوری اسلامی برای این تشکل ۱۰۰٪ حکومتی بودجه سالیانه مشخص شده است. با وجودی که انجمنهای اسلامی دانشجویان یا همان دفتر تحکیم وحدت و بسیج دانشجویی تنها گروههایی هستند که اجازه رسمی و حکومتی برای فعالیت در دانشگاههای ایران داشته اند و در تمام دانشگاههای ایران دفتر رسمی و دولتی دارند و بودجه فراوان حکومتی دریافت میکنند ، از طرف دانشجویان آزادیخواه حمایت نمیشوند و مدیریت این تشکیلات به طور دائمی در اختیار سران جمهوری اسلامی و فرزندانشان میباشد.
دفتر تحکیم وحدت اصلی ترین نقش را در تصفیه حسابهای خونین سالهای نخستین انقلاب اسلامی داشته است و بیش از یکصد هزار دانشجو و دهها هزار استاد را در جریان " انقلاب فرهنگی " در سالهای ۱۹۸۰ - ۱۹۸۴ از دانشگاهها اخراج کرده و به جوخه های مرگ جمهوری اسلامی سپردند و برای این تصفیه حسابهای خونین ، ۴ سال تمام دانشگاههای ایران را تعطیل کردند. خیانتهای این شبکه حکومتی همچنان ادامه دارد و پس از اعتراضات دانشجویان آزادیخواه در ۹ جولای ۱۹۹۹ ، دفتر تحکیم وحدت که هیچ نقشی در شکل گیری اعتراضات نداشت ، به کمک رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی مدیریت اعتراضات را تصاحب کرد و در کنار نیروهای امنیتی به سرکوب اعتراضات پرداختند و در سالهای پس از آن تا امروز تمام اعتراضات مستقل دانشجویی را به خود وابسته کرده و سپس به کنترل در می آورند.
سیاوش سعادتیان که یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت بود ، ۳ سال پیش با سفر به واشنگتن و پیوستن به ستاره درخشش در VOA از تمام امکانات این رسانه دولت آمریکا برای تبلیغ به نفع تشکیلات دانشجویی ضد آمریکایی خود استفاده میکند. هر روز در گزارشهای VOA در مورد تمام برنامه های دانشجویی و حتی غیر دانشجویی فقط اعضای دفتر تحکیم وحدت نظر میدهند و مصاحبه میشوند. برای نمونه ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ با عبدالله مؤمنی ( سخنگوی دفتر تحکیم وحدت ) در برنامه تفسیر خبر ، ۳ می ۲۰۰۷ با علی عزیزی ( عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ) ، ۸ می ۲۰۰۷ با بیژن پور یوسفی ( عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ) و ۱۰ می ۲۰۰۷ با محمد هاشمی ( دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت ) مصاحبه میکنند و این مصاحبه ها هر روز بیشتر میشود.
در مورد اعتراضات دانشجویان دانشگاه امیر کبیر و انتشار بیانیه بر علیه رهبر جمهوری اسلامی ( خامنه ای ) که جریانات مستقل دانشجویی آنرا ترتیب داده بودند و هیچ ربطی به دفتر تحکیم وحدت نداشته است ، سیاوش سعادتیان در مصاحبه با دوست قدیمی خود ، علی عزیزی ( عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ) در ۳ می ۲۰۰۷ ، با دروغی آشکار تاکید میکند که دانشجویان هیچ مشکلی با چهار چوب نظام جمهوری اسلامی ندارند و به آن معتقد هستند!!
علی افشاری که برای ۸ سال دبیر دفتر تحکیم وحدت بود ، هر هفته ۵ شنبه یکساعت برنامه زنده در تفسیر خبر دارد و در حضور یا عدم حضور دیگر میهمانان نیز دخالت میکند!
جالب است که از اعتراضات بزرگ دانشجویان در دانشگاه کرمانشاه که بدنبال تجاوز معاون حراست دانشگاه به یک دختر دانشجو رخ داده است و از تظاهرات خونین مردم اقلید در آپریل و می ۲۰۰۷ هیچ خبری در VOA نمی شنویم ، چون سیاوش سعادتیان و دوستان دفتر تحکیمی او نمیخواهند در این خصوص مردم بدانند.
در نامه ای که به امضای بیش از ۱۰۰ فعال دانشجویی و سیاسی در ایران رسیده است به مجریان VOA شدیدا اعتراض کرده اند که چرا در بیشتر گزارشات و مصاحبه هایی که ستاره درخشش با کمک سیاوش سعادتیان هر روز از ایران ارائه میکند ، اعضای دفتر تحکیم وحدت را که گروهی وابسته به جمهوری اسلامی و خائن به مردم ایران بوده اند ، به عنوان تنها تشکیلات فعال دانشجویی جا زده است و این مورد خشم بسیاری از دانشجویان ایرانی را در پی داشته است.
سؤاستفاده های مالی به دلیل نبود نظارت دقیق:
برای نمونه به ماجرای گروه موسیقی آبجیز اشاره میکنم. زن و شوهری به نامهای ملودی صفوی و سامان اربابی که هر دو از پرسنل VOA هستند این گروه موسیقی را تشکیل میدهند. سامان اربابی فیلم بردار VOA است که در راهروهای VOA به پرزیدنت بوش فحشهای رکیک میدهد تا جایی که دکتر محمودی مجبور شده است به او اخطار کند که احساسات ضد پرزیدنت را اینگونه آشکارا بیان نکند! گروه آبجیز با دوربین این رسانه دولتی کلیپهایشان را تهیه و در استودیوهای VOA آنها را ادیت میکنند. از پرسنل VOA برای بازی در کلیپها و تبلیغ آنها استفاده کرده و در برنامه های زنده VOA و رادیو فردا، ترانه های بی محتوایشان را پخش کرده ، برای کنسرتهایشان تبلیغ کرده و حتی CD هایشان را میفروشند.
۲۲ آپریل ۲۰۰۷ تمام اعضای گروه آبجیز ( ملودی صفوی و خواهرش صفورا و برادرش صوفی ) و سامان اربابی و دیگر اعضا به یکی از استودیوهای VOA می آیند و در ۳۵ دقیقه برنامه زنده به معرفی کروه و تبلیغ برای کنسرت و CD هایشان میپردازند.
۳۰ آپریل ۲۰۰۷ به سامان اربابی برای تبلیغ برنامه های گروه آبجیز ۱۰ دقیقه برنامه زنده از طریق ماهواره از نیویورک داده میشود.
راستی یک گروه موسیقی باید چقدر پول پرداخت کند تا بتواند برنامه های زنده با این کیفیت در رسانه ای با ۱۷ میلیون مخاطب داشته باشد؟
۶ می ۲۰۰۷ گروه آبجیز به رادیو فردا میرود تبلیغ کاملی همراه با گالری عکس و مصاحبه برایشان ترتیب میدهند . در همین مصاحبه ملودی صفوی ( کارمند VOA ) اعلام میکند که در آهنگ دموکراسی از آلبوم جدیدشان ، منظور از دیکتاتوری ، دولت پرزیدنت بوش است!
جالب است بدانید رادیو فردا در طول یکسال گذشته هیچ فرصتی برای مصاحبه با من که برای بیش از یک دهه رهبری بخشی از جنبش دانشجویی ایران را به عهده داشته ام نداشته و حتی در موارد فراوان به تخریب شخصیت سیاسی من پرداخته اند که نمونه آن درج مقاله ای بسیار توهین آمیز در تاریخ ۶ فوریه ۲۰۰۷ بر علیه من بوده است!
علی فرهودی برای شرکت در کنفرانس شرم الشیخ به بهانه طولانی بودن مسیر یک شب را در آلمان به دوستان قدیمی اش سر میزند و همین تفریح ۷۰۰۰ دلار مخارج اضافه روی دست VOA میگذارد. همچنین به عنوان مهمان از اسرائیل کسی را دعوت میکنند و هزینه دو روز اقامت و بلیط او را میپردازند تا یک ساعت برنامه بسازند . در حالی که خبرنگار حرفه ای رادیو فردا ( مهتاب فرید ) آنجا حضور داشت و میتوانستند بدون خرج اضافه از گزارش کامل او استفاده کنند.
در اینجا البته باید به نقش مثبت و سازنده مجریان خوب و سابقه داری مثل احمد رضا بهارلو و انوشیروان کنگرلو اشاره کرد.
۱۷ میلیون مخاطب بخش فارسی عجیب نیست . مردم ایران از برنامه های جمهوری اسلامی نفرت دارند و با اشتیاق هر چیز دیگر را استقبال میکند. پیش از راه اندازی برنامه روزانه تلوزیونی VOA ، رسانه هایی مثل NITV و CHANEL 1 که از لوس آنجلس پخش میشد ، همین حجم مخاطب را داشتند که برخی به دلیل نبود منابع کافی مالی ورشکست شدند. VOA با بودجه سالیانه ۷۰۰ میلیون دلاری اش از محل مالیات مردم آمریکا ، و با این ۱۷ میلیون مخاطب و برنامه های ضد آمریکایی اش صدمه جبران ناپذیری به وجهه آمریکا در خاور میانه وارد میکند. برای ما مبارزین راه آزادی ایران هم VOA میتواند فرصت خوبی برای پیشبرد آزادی و دموکراسی باشد که با این سیستم مدیریت بخش فارسی و خاور میانه ای ممکن نخواهد بود.
اینروزها که در آستانه تغییر مدیریت BBG قرار گرفته ایم ، امیدوارم با اتخاذ سیاستهای درست جلوی سؤاستفاده های شخصی در این رسانه های دولتی گرفته شود.
مالیات مردم آمریکا
در خدمت پولدار و مشهور شدن
مجریان فرصت طلب VOA
اطمینان دارم که مالیات دهنده های آمریکایی خبر ندارند که با پول مالیاتشان در VOA و رادیو فردا ، گروهی از مجریان و پرسنل این رسانه ها سعی دارند ادای اپرا ، کریستین امانپور ، لری کینگ و بیل اورایلی را در بیاورند و پولدار و مشهور شوند.
بهتر است مردم بیچاره ایران هم باور کنند که گروهی از پرسنل و مجریان این رسانه ها که هر روز مثلا برای آزادی ایران جلوی دوربین پشتک میزنند ، تنها چیزی که برایشان مهم نیست آینده ایران و مردم آن است . چرا که اگر تکلیف جمهوری اسلامی به این زودیها روشن شود آنها ممکن است کار و منبع خوب درآمد و شهرتشان را از دست بدهند.
بعید میدانم که اعضای BBG هم از سؤ استفاده هایی که توسط گروهی از مدیران میانی و مجریان VOA و رادیو فردا صورت میگیرد ، خبر داشته باشند. اعضای BBG گروهی ۹ نفره هستند که مدیریت VOA را که رسانه ای کاملا دولتی است به عهده دارند.
از ۷ دسامبر ۱۹۴۱ که حمله ژاپنیها به پرل هاربر در جنگ جهانی دوم زمینه ورود آمریکا به جنگ را فراهم کرد ، نخستین جرقه ها برای تاسیس VOA زده شد و از مارچ ۱۹۴۲ این رادیوی دولتی با هدف کمک به بهبود چهره آمریکا در جهان و گسترش آزادی و دموکراسی ، بالا بردن سطح آگاهی مردم دنیا برای درک بهتر از واقعیت آمریکا و جهان به راه افتاد . این رسانه تا امروز همچنان گسترش یافته و میبینیم که در سال ۲۰۰۶ بخش فارسی VOA با اختصاص بیشترین قسمت از بودجه سالیانه ۷۰۰ میلیون دلاری دولت آمریکا از محل مالیات مردم آمریکا وظیفه سنگینی در قبال مردم و دولت آمریکا به دوش میکشد.
اما در عمل به جهت کارشکنی ها و سؤ استفاده های شخصی تعدادی از مدیران میانی ، پرسنل و مجریان بخش فارسی VOA و رادیو فردا مالیات مردم آمریکا به هدر رفته و گاه با شیطنت های برنامه ریزی شده در خدمت دشمنان آمریکا و برای تخریب وجهه آمریکا در دنیا به کار میرود. در بخش فارسی VOA و رادیو فردا دو مشکل بزرگ وجود دارد :
۱- روشن نبودن هدف برای بیشتر پرسنل این رسانه
۲- عدم وجود یک سیستم نظارتی قابل اطمینان
در مورد درک نادرست بخشی از پرسنل VOA و رادیو فردا ، که اهداف این رسانه ها را با رسانه های بزرگ خصوصی در آمریکا قیاس میکنند ، ۱۱ ژانویه ۲۰۰۷ در دفتر دکتر کامبیز محمودی که به تازگی رئیس بخش فارسی VOA شده بود ، گفتگویی داشتم که خیلی به آینده VOA امیدوار شدم و به اینکه او قصد اصلاح سیستم منحرف شده فعلی را دارد. دکتر محمودی میگفت که باید دوباره هدف تاسیس VOA را برای پرسنل آن بازگو کرد.
دکتر محمودی ، جمهوری اسلامی و احمدی نژاد را از هیتلر و نازیها خطرناکتر میدانست و میگفت باید همان سیاستی که در ۱۹۴۲ میلادی ، VOA در برابر آلمان نازی دنبال میکرد امروز در برابر جمهوری اسلامی به کار گیرد. او اعتقاد داشت که متاسفانه ۸۵ ٪ پرسنل بخش فارسی مخالف پرزیدنت بوش و حتی ضد آمریکایی هستند و از هر فرصتی در برنامه ها برای ضربه زدن به سیاستهای پرزیدنت استفاده میکنند. وی با اشاره به خاطرات تلخ مردم ایران از بزرگترین حزب کمونیست ایران -( حزب توده )- در نظام گذشته که با نفوذ در تمام ارکان حکومت آنرا فلج کرده بودند و در نهایت انقلابی تلخ به مردم ایران تحمیل کردند ، عنوان میکرد که کمونیستها ، ضد آمریکاییها و اصولگرایان اسلامی با نفوذ در VOA و رادیو فردا دارند همان بلا را سر این رسانه ها می آورند، که سر حکومت پیشین ابران آوردند. دکتر محمودی میگفت که تعدادی از مجریان قدیمی و مدیران میانی بخش فارسی VOA در آنجا برای خود حکومت راه انداخته اند و گفت که با به کار گیری تعداد بیشتری از مجریان جدید میخواهد از سؤ استفاده های آنها بکاهد. ناگفته نماند که مدیران حاکم بر بخش فارسی خیلی زود دکتر محمودی را به کام خود کشیدند و ۳ ماه پس از آن گفتگو وی در حمایت از همان مجریان و مدیرانی که به سؤاستفاده از مالیات مردم آمریکا مشغولند ، تصمیم گرفته است تا از سناتور کوبرن به خاطر نامه اش به پرزیدنت بوش شکایت کند!!!
در VOA و رادیو فردا به بهانه بالانس خبری به جای بهبود چهره آمریکا در جهت تخریب وجهه آمریکا حرکت میکنند. کار به جایی رسیده است که تروریستها و فرماندهان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی که هر روز به کشتن جوانان شجاع آمریکایی در عراق و ارسال بمبهای پیشرفته مشغولند ، خبر موفقیتهای خود را از زبان ستاره درخشش مجری VOA میشنوند. ۸ فوریه ۲۰۰۷ سناتور کوبرن در نامه ای به پرزیدنت بوش ضمن اشاره به تخلفات فراوان VOA و رادیو فردا ، به نام ستاره درخشش به عنوان یکی از خاطیان اصلی اشاره میکند . اما در نهایت بی مسئولیتی میبینیم که مدیران میانی VOA ، یکماه بعد در ۸ مارس ۲۰۰۷ همین مجری را برای گزارش سفر پرزیدنت بوش به آمریکای جنوبی انتخاب میکنند و در تمام این سفر ستاره درخشش به جنبه های منفی سفر پرزیدنت اشاره کرده و به طور روزانه از هوگو چاوز و کارناوال او برای تخریب پرزیدنت بوش در گزارشهای خود استفاده میکرد. ستاره درخشش هر روز اخبار مربوط به جنگ عراق را روی میز خود میگذارد و فقط اخبار کشتارها و بمب گذاریها و اشتباهات احتمالی ارتش آمریکا و یا بحثها و اختلافات داخلی نمایندگان سنا و کنگره را با آب و تاب بیان میکند و به هیچ عنوان حاضر نیست اخبار توسعه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی یا پیشرفت دموکراسی را در خبرهای مربوط به عراق و افغانستان جای دهد. برای نمونه به گزارشهای ۸ و ۹ و ۱۰ می ۲۰۰۷ که این مجری برای اخبار انتخاب کرده است توجه کنید که فقط از بمب گذاری و کشتار در عراق و افغانستان و اینکه سربازان آمریکایی شکنجه کردن را دوست دارند ، بیگناهان را میکشند و تخلفات همکارانشان را گزارش نمی دهند ، میشنوید . این دقیقا همان چیزیست که سران جمهوری اسلامی میخواهند و تروریستهای اسلامی هم با شنیدن اینگونه خبرها روحیه مضاعف میگیرند برای کشتار بیشتر جوانان آمریکایی .
تروریستها از شنیدن بزرگنماییهای خبری مربوط به بحثهای داخلی جناحهای سیاسی در آمریکا به سبکی که ستاره درخشش مطرح میکند ، نسبت به ادامه تلاشهایشان برای زمینگیر کردن آمریکاییها در عراق امیدوار میشوند و مردم و آزادیخواهان از این اخبار دچار یاس و ناامیدی میگردند!!( ستاره درخشش یک مجری تازه کار است که از ۶ جولای ۲۰۰۳ هر روز برنامه زنده در VOA اجرا میکند و با پول مالیات مردم آمریکا برای خودش شهرت به دست می آورد و بر ضد آمریکا تبلیغ میکند)
درست است که مشکلات زیادی در عراق وجود دارد که باید به آنها پرداخت و رسانه های خصوصی آمریکایی مثل CNN و FOXNEWS در این خصوص گزارشهای فراوانی عرضه میکنند ، ولی فراموش نکنیم که VOA یک رسانه خصوصی نیست و مخاطب داخلی در آمریکا ندارد. سالیانه ۷۰۰ میلیون دلار مالیات مردم آمریکا به این رسانه داده نمیشود تا به تروریستها روحیه بدهد و اختلافات داخلی جناحهای آمریکایی را که در تمام طول تاریخ این کشور دموکراتیک و آزاد وجود داشته است بزرگنمایی کند.
همچنین سیامک دهقانپور خبرنگار کنگره ، که در گزارشهایش حمایت آشکار از حزب دموکرات و انتقاد به سیاستهای پرزیدنت بوش را همیشه میتوان دید ، ۲۸ آپریل ۲۰۰۷ برای تظاهرات ضد جنگ لابیستهای جمهوری اسلامی ( CASMI ) تبلیغ میکند ، در همین روز آمریکا را در یکی دیگر از گزارشهای خبری به خاطر وجود قانون اعدام تقبیح میکنند. نمیدانم کدام از این گزارشها به بهبود چهره آمریکا که از اهداف اصلی VOA میباشد کمک خواهد کرد؟
وضع در بخش فارسی VOA به جایی رسیده که صدای بسیاری از پرسنل قدیمی و باتجربه نیز در آمده است . رامش راسخ که از ژوئن ۱۹۸۱ در VOA مجری است ، ۷ آپریل ۲۰۰۶ در نامه ای به شیلا گنجی ( رئیس بخش خاور میانه VOA ) ، پس از بیان بسیاری از باند بازیهای درونی این رسانه مینویسد :
" ... ( خانم شیلا گنجی ): اگر هدف شما این بود که در بخش فارسی VOA یک جمهوری اسلامی کوچک درست کنید ، تبریک میگویم ، به هدفتان رسیده اید !! ..."
رامش راسخ تنها نیست ، بسیاری از پرسنل بخش فارسی ، عربی و افغانی که این خانم مدیریت تمام این بخش را به عهده دارد ، شیلا گنجی را یک دیکتاتور رسانه ای میدانند . شخصا دیکتاتوری رسانه ای شیلا گنجی را تجربه کرده ام . پس از نامه سناتور کوبرن به پرزیدنت بوش ، و انتشار بخشی از نامه در واشینگتن تایمز ۹ مارس ۲۰۰۷ ، در اقدامی باور نکردنی شیلا گنجی دستور داد من و خانواده و دوستانم را که در بزرگترین تشکیلات دانشجویی مخالف جمهوری اسلامی مبارزه میکنند ، بایکوت کنند و پس از آن دکتر محمودی ( رئیس بخش فارسی VOA ) که زیر دست شیلا گنجی است در یک تماس تلفنی پرط دعوت مرا به برنامه های VOA نوشتن یک نامه بر علیه سناتور کوبرن عنوان کرد!!
ارژنگ داوودی در نامه ای اعلام کرده که بواسطه سؤاستفاده های شیلا گنجی و ستاره درخشش دیگر به صدای آمریکا ، باید بگوییم "صدای حزب الله" ! ارژنگ داوودی از زندانیان سیاسی بسیار خوشنام است که به ۱۵ سال زندان محکوم شده و بیش از ۳ سال از این زندان را در تبعیدگاه بندرعباس گذرانده است .
در مورد مشکل بزرگ دیگری که در VOA و رادیو فردا وجود دارد ، یعنی عدم وجود نهاد نظارتی به موار زیر توجه کنید که نبودن نظارت چگونه امکان سؤاستفاده را برای برخی پرسنل فرصت طلب فراهم کرده است:
نبود نظارت در انتخاب مهمانان برنامه :
ستاره درخشش که از حمایت کامل شیلا گنجی و دکتر کامبیز محمودی برخوردار است ، مهمانان برنامه هایش را انتخاب میکند و البته علاقه ویژه ای به مارکسیستهای ضد آمریکایی و عوامل جمهوری اسلامی دارد و در گزارشهای خود از آنها به طور دائمی استفاده میکند. برای نمونه ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ با فریبرز رئیس دانا گفتگوی مستقیم میکند و این مارکسیست ضد آمریکایی و همکار جمهوری اسلامی را استاد اقتصاد جا میزند و با عزت و احترام از او یاد میکند. جالب است بدانید فریبرز رئیس دانا که به شدت ضد امریکایی و ضد اسراییلی است ، ۵ دسامبر ۲۰۰۷ در سفری که به دعوت کمونیستهای ایرانی مقیم اروپا به نروژ داشت ، تنها راه اصلاح دنیا را " کنار رفتن امپریالیسم آمریکا و جایگزینی نظام سوسیالیستی به جای آن " دانسته بود!!!
علی فرهودی ۱ آپریل ۲۰۰۷ یک تروریست بد نام ( عبدالمالک ریگی ) را با عنوان " رهبر جنبش مقاومت مردم ابران " دعوت میکند. البته پیش از این هم سخنگوی سازمان تروریستی مجاهدین خلق را مهمان برنامه هایش کرده بود. دختر جوان و نا شناخته ای به نام شیدا محمدی بعنوان نویسنده از لوس آنجلس در یکی از برنامه ها معرفی میشود و به پرزیدنت بوش آشکارا فحاشی میکند.
۱۳ می ۲۰۰۷ در اقدامی شرم آور " رستم پورزال " که یک مارکسیست به شدت ضد آمریکایی و ضد اسراییلی و طرفدار محکم نظام جمهوری اسلامی و احمدی نژاد نیز هست ، توسط علی فرهودی به برنامه میز گردی با شما دعوت میشود در حالی که مجری نتوانست او را بالانس کند، پورزال در تمام یکساعت برنامه زنده به آمریکا و پرزیدنت بوش فحاشی کرد و از جمهوری اسلامی دفاع میکرد. کافی بود فرهودی روی اینترنت نام این حقوق بگیر جمهوری اسلامی را جستجو میکرد تا سخنرانیهای او را در حمایت از احمدی نژاد و ضدیت شدید با دولت و مردم آمریکا متوجه شده و میتوانست با آمادگی پاسخگوی اتهامات او باشد.
۱۳ آپریل ۲۰۰۷ برنامه ای ترتیب داده میشود تا در مورد دروغها و ادعاهای ضد و نقیض دیپلمات ایرانی که در بازداشت پلیس عراق بود و آمریکاییها را متهم کرده بود که شکنجه اش کرده اند صحبت شود و به عنوان کارشناس مریم معمار صادقی ( مدیر وبسایت گذار ) دعوت میشود. این خانم در تمام زندگی اش ایران نرفته و فارسی نمیتواند خوب حرف بزند و اصلا نمیتواند بخواند. در طول برنامه ناگهان به سمتی میروند که به جای محکومیت جمهوری اسلامی ، آمریکا را برای شکنجه در ابوغریب و گوانتانامو محکوم میکنند. لازم به توضیح است که سال گذشته ۶۰۰ هزار دلار از محل کمکهای وزارت خارجه به مؤسسات طرفدار آزادی و دموکراسی در اختیار این خانم قرار گرفته بود و پس از ماهها سرگردانی تصمیم گرفت با آن پول یک وبسایت بی ارزش به نام گذار تاسیس کند که به اندازه وبلاگهای نوجوانان ایرانی هم بازدید کننده ندارد و هر ماه یکبار با چند مقاله بی اهمیت به روز میشود.
همچنین ستاره درخشش بارها و بارها از ناصر زرافشان که از پرسنل قضایی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بوده و مدتی به اتهام موارد غیر اخلاقی و غیر سیاسی یعنی مشروب خواری ، نگهداری اسلحه غیر مجاز و تلاش برای افشای اسرار محرمانه در زندان بوده است ، به عنوان قهرمان ملی یاد کرده و برایش کلیپ ویدئوهای اختصاصی پخش کرده است.
در جریان قتلهای زنجیره ای سیاسی نویسندگان و آزاد اندیشان ایرانی که توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ انجام میشد ، ناصر زرافشان (مارکسیست - استالینیست ) که یک وکیل وابسته به سپاه پاسداران و مزدور بود برای جمع و جور کردن رسوایی بزرگ دولت جمهوری اسلامی در اقدامی نمایشی به عنوان وکیل خانواده های کشته شده ها از سوی رسانه های جمهوری اسلامی معرفی شد. در جریان پیگیری پرونده وی تصمیم گرفت بخشی از اسرار آنرا به خارج از کشور بفروشد و به همین دلیل از سوی رؤسای خود در سپاه پاسداران مورد غضب قرار گرفت و توسط دادگاه نظامی ( دادسرای نظام ) دستگیر و محاکمه شد. همانطور که میدانید در دادگاه نظامی فقط پرسنل نظامی محاکمه میشوند.
ناصر زرافشان در زندان بر علیه بسیاری از زندانیان سیاسی اقدام کرد و در همکاری نزدیک با نیروهای امنیتی به پخش شایعات ، پرونده سازی جدید و تبعید زندانیان سیاسی کمک میکرد. سیامک پورزند، ارژنگ داوودی ، شاهین شهروز ، افشین بایمانی ، آریا آجرلو ، مصطفی پیران ، ایرج جمشیدی ، اکبر گنجی و خود من بارها و بارها قربانی شایعه سازیهای وی بودیم . وی نیز در مقالات بسیار تنها راه نجات دنیا را نابودی امپریالیسم آمریکا و نظام سرمایه داری دانسته و در آرزوی تشکیل دولت مارکسیستی - استالینیستی در ایران نشسته است و به جهت دوستی بسیار قدیمی با پدر ستاره درخشش تحت حمایت وی میباشد.
همچنین ستاره درخشش تاریخ معاصر سیاسی ایران را هم به نفع خانواده خود دستکاری میکند !
۲ می ۲۰۰۷ در اقدامی عجیب و سراسر دروغ روز معلم در ایران را به حادثه ای مرتبط با پدرش ( محمد درخشش ) ربط داد که در این مورد حتی اعتراض بسیار شدید دکتر محمودی را هم بدنبال داشت. پیش از آن هم برای خواهرش ۴۰ دقیقه برنامه زنده تبلیغی ترتیب داده بود.
همچنین محسن سازگارا که از پایه گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است ، به صورت هفتگی روزهای یکشنبه یکساعت برنامه زنده دارد و این توهینی آشکار به ملت ایران است که سه دهه غرق در جنایتهای سپاه پاسداران بوده اند. سازگارا پسرش ( شهاب سازگارا ) را هم در رادیو فردا به استخدام در آورده و در حضور یا عدم حضور دیگر میهمانان هم دخالت میکنند. درست است که او اسرار زیادی از جنایتهای خود و دوستانش میداند ، اما آیا بهتر این اسرار را برای نهادهای امنیتی بازگو کند و به این شکل از حمام VOA و با پول مالیات مردم آمریکا برای شستن خونهای مدم آزادیخواه ایران که بر بدنش مانده استفاده نکند؟!
حمایت از دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه:
دفتر تحکیم وحدت یک تشکیلات دانشجویی کاملا وابسته به حکومت جمهوری اسلامی است که توسط دانشجویانی که در سال ۱۹۷۹ سفارت آمریکا را اشغال کردند و ۴۴۴ روز فرزندان ملت آمریکا را به گروگان گرفتند پایه گذاری شد. پس از آن اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویی به دیدار خمینی رفتند و به توصیه خمینی نام دفتر تحکیم وحدت را بر گزیند و در اساسنامه خود تاکید کردند که سه هدف اصلی را دنبال خواهند کرد :
۱- مبارزه با امپریالیسم آمریکا تا سرنگونی آن
۲- تثبیت نظام جمهوری اسلامی و صدور انقلاب اسلامی به تمام دنیا
۳- اطاعت مطلق از دستورات ولی فقیه و رهبران جمهوری اسلامی
این تشکل تصویر خمینی را به عنوان آرم خود برگزیدند و در تمام ۲۸ سال گذشته هیچ تغییری در اساسنامه و آرم و عنوان تشکیلاتی و آرمانهایشان نداده اند و در ردیف بودجه جمهوری اسلامی برای این تشکل ۱۰۰٪ حکومتی بودجه سالیانه مشخص شده است. با وجودی که انجمنهای اسلامی دانشجویان یا همان دفتر تحکیم وحدت و بسیج دانشجویی تنها گروههایی هستند که اجازه رسمی و حکومتی برای فعالیت در دانشگاههای ایران داشته اند و در تمام دانشگاههای ایران دفتر رسمی و دولتی دارند و بودجه فراوان حکومتی دریافت میکنند ، از طرف دانشجویان آزادیخواه حمایت نمیشوند و مدیریت این تشکیلات به طور دائمی در اختیار سران جمهوری اسلامی و فرزندانشان میباشد.
دفتر تحکیم وحدت اصلی ترین نقش را در تصفیه حسابهای خونین سالهای نخستین انقلاب اسلامی داشته است و بیش از یکصد هزار دانشجو و دهها هزار استاد را در جریان " انقلاب فرهنگی " در سالهای ۱۹۸۰ - ۱۹۸۴ از دانشگاهها اخراج کرده و به جوخه های مرگ جمهوری اسلامی سپردند و برای این تصفیه حسابهای خونین ، ۴ سال تمام دانشگاههای ایران را تعطیل کردند. خیانتهای این شبکه حکومتی همچنان ادامه دارد و پس از اعتراضات دانشجویان آزادیخواه در ۹ جولای ۱۹۹۹ ، دفتر تحکیم وحدت که هیچ نقشی در شکل گیری اعتراضات نداشت ، به کمک رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی مدیریت اعتراضات را تصاحب کرد و در کنار نیروهای امنیتی به سرکوب اعتراضات پرداختند و در سالهای پس از آن تا امروز تمام اعتراضات مستقل دانشجویی را به خود وابسته کرده و سپس به کنترل در می آورند.
سیاوش سعادتیان که یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت بود ، ۳ سال پیش با سفر به واشنگتن و پیوستن به ستاره درخشش در VOA از تمام امکانات این رسانه دولت آمریکا برای تبلیغ به نفع تشکیلات دانشجویی ضد آمریکایی خود استفاده میکند. هر روز در گزارشهای VOA در مورد تمام برنامه های دانشجویی و حتی غیر دانشجویی فقط اعضای دفتر تحکیم وحدت نظر میدهند و مصاحبه میشوند. برای نمونه ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ با عبدالله مؤمنی ( سخنگوی دفتر تحکیم وحدت ) در برنامه تفسیر خبر ، ۳ می ۲۰۰۷ با علی عزیزی ( عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ) ، ۸ می ۲۰۰۷ با بیژن پور یوسفی ( عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ) و ۱۰ می ۲۰۰۷ با محمد هاشمی ( دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت ) مصاحبه میکنند و این مصاحبه ها هر روز بیشتر میشود.
در مورد اعتراضات دانشجویان دانشگاه امیر کبیر و انتشار بیانیه بر علیه رهبر جمهوری اسلامی ( خامنه ای ) که جریانات مستقل دانشجویی آنرا ترتیب داده بودند و هیچ ربطی به دفتر تحکیم وحدت نداشته است ، سیاوش سعادتیان در مصاحبه با دوست قدیمی خود ، علی عزیزی ( عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ) در ۳ می ۲۰۰۷ ، با دروغی آشکار تاکید میکند که دانشجویان هیچ مشکلی با چهار چوب نظام جمهوری اسلامی ندارند و به آن معتقد هستند!!
علی افشاری که برای ۸ سال دبیر دفتر تحکیم وحدت بود ، هر هفته ۵ شنبه یکساعت برنامه زنده در تفسیر خبر دارد و در حضور یا عدم حضور دیگر میهمانان نیز دخالت میکند!
جالب است که از اعتراضات بزرگ دانشجویان در دانشگاه کرمانشاه که بدنبال تجاوز معاون حراست دانشگاه به یک دختر دانشجو رخ داده است و از تظاهرات خونین مردم اقلید در آپریل و می ۲۰۰۷ هیچ خبری در VOA نمی شنویم ، چون سیاوش سعادتیان و دوستان دفتر تحکیمی او نمیخواهند در این خصوص مردم بدانند.
در نامه ای که به امضای بیش از ۱۰۰ فعال دانشجویی و سیاسی در ایران رسیده است به مجریان VOA شدیدا اعتراض کرده اند که چرا در بیشتر گزارشات و مصاحبه هایی که ستاره درخشش با کمک سیاوش سعادتیان هر روز از ایران ارائه میکند ، اعضای دفتر تحکیم وحدت را که گروهی وابسته به جمهوری اسلامی و خائن به مردم ایران بوده اند ، به عنوان تنها تشکیلات فعال دانشجویی جا زده است و این مورد خشم بسیاری از دانشجویان ایرانی را در پی داشته است.
سؤاستفاده های مالی به دلیل نبود نظارت دقیق:
برای نمونه به ماجرای گروه موسیقی آبجیز اشاره میکنم. زن و شوهری به نامهای ملودی صفوی و سامان اربابی که هر دو از پرسنل VOA هستند این گروه موسیقی را تشکیل میدهند. سامان اربابی فیلم بردار VOA است که در راهروهای VOA به پرزیدنت بوش فحشهای رکیک میدهد تا جایی که دکتر محمودی مجبور شده است به او اخطار کند که احساسات ضد پرزیدنت را اینگونه آشکارا بیان نکند! گروه آبجیز با دوربین این رسانه دولتی کلیپهایشان را تهیه و در استودیوهای VOA آنها را ادیت میکنند. از پرسنل VOA برای بازی در کلیپها و تبلیغ آنها استفاده کرده و در برنامه های زنده VOA و رادیو فردا، ترانه های بی محتوایشان را پخش کرده ، برای کنسرتهایشان تبلیغ کرده و حتی CD هایشان را میفروشند.
۲۲ آپریل ۲۰۰۷ تمام اعضای گروه آبجیز ( ملودی صفوی و خواهرش صفورا و برادرش صوفی ) و سامان اربابی و دیگر اعضا به یکی از استودیوهای VOA می آیند و در ۳۵ دقیقه برنامه زنده به معرفی کروه و تبلیغ برای کنسرت و CD هایشان میپردازند.
۳۰ آپریل ۲۰۰۷ به سامان اربابی برای تبلیغ برنامه های گروه آبجیز ۱۰ دقیقه برنامه زنده از طریق ماهواره از نیویورک داده میشود.
راستی یک گروه موسیقی باید چقدر پول پرداخت کند تا بتواند برنامه های زنده با این کیفیت در رسانه ای با ۱۷ میلیون مخاطب داشته باشد؟
۶ می ۲۰۰۷ گروه آبجیز به رادیو فردا میرود تبلیغ کاملی همراه با گالری عکس و مصاحبه برایشان ترتیب میدهند . در همین مصاحبه ملودی صفوی ( کارمند VOA ) اعلام میکند که در آهنگ دموکراسی از آلبوم جدیدشان ، منظور از دیکتاتوری ، دولت پرزیدنت بوش است!
جالب است بدانید رادیو فردا در طول یکسال گذشته هیچ فرصتی برای مصاحبه با من که برای بیش از یک دهه رهبری بخشی از جنبش دانشجویی ایران را به عهده داشته ام نداشته و حتی در موارد فراوان به تخریب شخصیت سیاسی من پرداخته اند که نمونه آن درج مقاله ای بسیار توهین آمیز در تاریخ ۶ فوریه ۲۰۰۷ بر علیه من بوده است!
علی فرهودی برای شرکت در کنفرانس شرم الشیخ به بهانه طولانی بودن مسیر یک شب را در آلمان به دوستان قدیمی اش سر میزند و همین تفریح ۷۰۰۰ دلار مخارج اضافه روی دست VOA میگذارد. همچنین به عنوان مهمان از اسرائیل کسی را دعوت میکنند و هزینه دو روز اقامت و بلیط او را میپردازند تا یک ساعت برنامه بسازند . در حالی که خبرنگار حرفه ای رادیو فردا ( مهتاب فرید ) آنجا حضور داشت و میتوانستند بدون خرج اضافه از گزارش کامل او استفاده کنند.
در اینجا البته باید به نقش مثبت و سازنده مجریان خوب و سابقه داری مثل احمد رضا بهارلو و انوشیروان کنگرلو اشاره کرد.
۱۷ میلیون مخاطب بخش فارسی عجیب نیست . مردم ایران از برنامه های جمهوری اسلامی نفرت دارند و با اشتیاق هر چیز دیگر را استقبال میکند. پیش از راه اندازی برنامه روزانه تلوزیونی VOA ، رسانه هایی مثل NITV و CHANEL 1 که از لوس آنجلس پخش میشد ، همین حجم مخاطب را داشتند که برخی به دلیل نبود منابع کافی مالی ورشکست شدند. VOA با بودجه سالیانه ۷۰۰ میلیون دلاری اش از محل مالیات مردم آمریکا ، و با این ۱۷ میلیون مخاطب و برنامه های ضد آمریکایی اش صدمه جبران ناپذیری به وجهه آمریکا در خاور میانه وارد میکند. برای ما مبارزین راه آزادی ایران هم VOA میتواند فرصت خوبی برای پیشبرد آزادی و دموکراسی باشد که با این سیستم مدیریت بخش فارسی و خاور میانه ای ممکن نخواهد بود.
اینروزها که در آستانه تغییر مدیریت BBG قرار گرفته ایم ، امیدوارم با اتخاذ سیاستهای درست جلوی سؤاستفاده های شخصی در این رسانه های دولتی گرفته شود.