

از محبت همه دوستان و دعاها و نگرانیهاشون ممنونم. عمل جراحی خیلی خوب بود ولی باید ۳ ماه صبر کنم تا نتیجه عمل معلوم بشه. در انستیتوی ایرانیان اینترپرایز هم جلسات هفتگی کمیته موسسین برای تدوین اساسنامه در حال برگذاری و اجراست.همه دوستان سخت تلاش میکنند و از طرف دیگه برنامه های کنفدراسیون دانشجویان ایرانی هم با جدیت بچه های ایران، اروپا و آمریکا داره پیگیری میشه.

۱۲ اکتبر ۲۰۰۶
خیلی از بچه ها پرسیدن که من به چه نوع حکومتی گرایش دارم؟ همیشه وقتی ایران بودم ـ توی سالهای دانشگاه و زندان و مبارزه اعتقاد داشتم که مبارزین سیاسی به همه گروهها تعلق دارند و باید همیشه بعنوان آزادیخواه و دموکراسی خواه مطرح باشند و همیشه همین روش رو در پیش گرفتم. البته دوستانی که از نزدیک باهاشون در ارتباط بودم میدونستند که من از وقتی خودم رو شناختم یک جمهوریخواه هستم. ولی روابط نزدیک من با مشروطه خواهها و به خصوص شاهزاده رضا پهلوی باعث شده بود که منو مشروطه خواه بشناسند.
من هنوز هم مثل همیشه یک آزادیخواه و یک دموکراسی خواه هستم و در فردای روز آزادی ایران برای معرفی نظام جمهوری تلاش خواهم کرد و در نهایت اگر مردم ایران به مشروطه رای دادند هم با تمام توان از انتخاب مردم دفاع خواهم کرد. به خصوص که شخصیت شاهزاده رضا پهلوی بسیار برای من قابل احترام است.
با این توضیح که دیماه ۱۳۸۱ وقتی برای نوشتن مرامنامه جنبش آزادی ایرانیان و جنبش مستقل دانشجویی همراه ارژنگ داوودی و احمد باطبی به کلبه جنگلی خودمون در جنگلهای سوادکوه مازندران رفته بودیم، من و احمد برای اولین بار با شاهزاده تلفنی صحبت کردیم و من پیشنهاد کردم که نامه ای از دردهای جوانان ایران بنویسم و شاهزاده در کنفرانس مطبوعاتی ۲۰ بهمن۱۳۸۱ این نوشته رو بخوانند. احمد خواست امضای اون هم پای نامه باشه.ایمان سمیع زاده (سخنگوی جنبش) هم نامه رو امضا کرد و شاهزاده در انعکاس این واقعی ترین صدای دانشجویان زندانی سیاسی عالی عمل کرد. ۱۵ نوامبر ۲۰۰۴ میلادی (در مراسم تقدیر از امیر عباس فخرآورـ سیاوش ـ بمناسبت بزرگداشت روز جهانی نویسنده زندانی ) این نامه توسط انجمن جهانی قلم، همزمان با اعلام سال ۲۰۰۵ برای بررسی آثار من منتشر شد. بخش بزرگی از این افتخار به خاطر زحمات شاهزاده در انعکاس نامه بود. اما چیزی که میخوام بگم مربوط به اولین صحبت ماست. من و احمد هر دومون شاهزاده رو آقای پهلوی خطاب میکردیم و به خاطر کم تجربگی فکر میکردیم خیلی هنر کردیم و وقتی داشتیم این مساله رو با افتخار برای دکتر بیژن کریمی (نماینده برون مرزی جنبش) که از جمهوریخواهان خوش نام و قدیمی هستند تعریف میکردیم با دلخوری گفت: کار خوبی نکردید .ایشان در اینکه شاهزاده هستند تردیدی نیست و به زبان نیاوردن ما فقط از عزت خودمان میکاهد.
به رفیق ناصر زرافشان هم تبریک می گم که بعد از چند سال نامه نگاری و با دپینگ توده ایهای نفوذی در انجمن قلم سوئد بالاخره در روز نویسنده زندانی از این مترجم
یادی کردند.امیدوارم عقده دل رفیق ناصر خالی شده باشه و دیگه برای من چرند نامه ننویسه که مامور اطلاعات معرفیم کنه. در این مراسم در سالهای ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ به ترتیب از امیر عباس فخرآور، اکبر گنجی و ناصر زرافشان تقدیر شد .ای کاش یه توصیه تربیتی هم به ناصر خان میشد که به نویسندگان جوان که ممکنه از ایشون خیلی با استعداد ترباشند توهین نکنه و برای اونها از زندان فحاشی نامه نده بیرون.

امیرعباس فخرآور (سیاوش) در حال امضاء کتاب "هنوز هم ورق پاره های زندان" برای طرفدارنش در دالاس - تگزاس. یکی از پرفروشترین کتابها در آمریکا. برای تهیهء کتاب میتونید به اینجا مراجعه کنید.
امروز روز شکرگزاری به درگاه خداوند و همه به هم تبریک میگن و بوقلمون میخورن. بدبخت کمونیستهای ارتدوکس که خدا نمیشناسن تا لذت تشکر از خداوند رو درک کنن و همه بوقلمون صفتن(قصه این رو هم براتون میگم
).Happy Thanksgiving